هِمِدانیا
(شعر همدانی-داستان همدانی-خاطرات همدان-موسیقی همدان)
گویش همدانی-لهجه همدانی ...  

 

گویش همدانی به عنوان میراث قرون و یكی از تجلی های زیبایی در عرصه زبان و فرهنگ امروزه تحت تأثیر عوامل مختلف فرهنگی و اجتماعی روبه اضمحلال قرار گرفته است. استان تاریخی همدان مشهور به بیش از ۳ هزار سال تاریخ است و به همین دلیل این استان را شایسته لقب پایتخت فرهنگ و تمدن دانسته اند. تجلی این تاریخ دیرین گویشی است كه شاید در دهه های آینده سخنوری نداشته باشد. این گویش غنی و زیبا اینك روزگار خوشی نمی گذراند و تحت تأثیر تسلط زبان رسانه ای و اداری دستخوش انحطاط شده است.


برچسب‌ها: فرهنگ همدان, مردم همدان, زبان همدان, ادبیات همدان
... ادامه مطلب
جمله ی عاشقانه همدانی ...  

 

جمله عاشقانه همدانی:

با تمام چفته چولیت، شته شولیت، پته پیسیت، قد یه خیار چولسیده داغانتم!


برچسب‌ها: همدانی, همدان, گویش همدانی, عاشقانه همدان
سراجی. ...  

آهنگ اشتفا از حامد سعیدی. ...  


دانلود آهنگ همدانی اشتفا کاری متفاوت از حامد سعیدی با


آهنگسازی بی نظیر از یاشار یاری.



دانلود


برچسب‌ها: رپ همدانی, آهنگ همدان, آهنگ همدانی, حامد سعیدی, یاشار یاری
یک شعر کهن ...  
در اوایل قرن چهار دهم خورشیدی این شعر که مربوط به محلات همدان می شود،در میان مردم رواج داشت و دهان به دهان می گشت:

کوجا میری بِرارُم

برار نُن بیارُم

ماخام برم کُلَپّا

کوچه ی حلوا قپَّا

ماخام برم مُصلی

محله ی بی کَلّا

ماخام برم گازران

محله ی . . . دلبران

ماخام برم کوروند

کوچه ی بیگیر و بِوَند

ماخام برم دوگوران

محل شر و شوران

برم به قبر شیدا

محله ی بی قیدا

بی ترس برم میر عقیل

مِثِ شیر و ببر و فیل

ماخام برم کولانه

اونم عینه جولانه

ماخام برم دوروآواد

تا دل مَ بشه شاد

برم محلّ حاجی

عین درخت راجی

میرم به بنه بازار

محله ی . . . بی آزار

اِگه بری باشاقه

حتماً یی پات چلاقه

اَگه بری نظر بک

پشیمانی عین سگ

اَهالی چُرچُره

لب و لوچه شان دُرِه

میری به سینزه خانه

بیگیر اَ مَ نشانه

میری به ورمزیار

هرچی گیر اِفتاد بیار

روتِ برم هی! ...  
قِشَنگی چشم و ابروت ِ برم هی!

صِفای روی نیکوت ِ برم هی!

دِلِ یی شهریه بردی بست نی؟

بازم دل می وری روت برم هی

 

می دانی کی به قلبم خانه کردی ؟

دل کورمانده م ِ دیوانه کردی ؟

اُ وقت که امدی با عشوه و ناز

لب ایوان موات ِ شانه کردی

چندتا عکس قِشنگ اَ هِمِدان قِدیم ...  




اِدامِشان میانِ ادامه مطلب ِ


وا تشکر اَ همشهری خوبمان که ای عسکارِ برامان ارسال کرده.


... ادامه مطلب
کوسه چوپان(کوسه گلین)قسمت اول ...  

کوسه ز الوند آمدِ/خوش قِدم و خوب آمدِ

نوروز نو باز آمدِ/قمری به پرواز آمدِ

بلبل به آواز آمدِ

عمه بمانی سالا/با گابا و گوسالا

پشکل کنی انبارا/تپه زنی دیوارا

ای عمع ی گل غنچه/دِسِتِ بکن صندوقچه

چیزی بده به کوسه/کوسه ز تو نرنجه

تا یکی دو دهه پیش و کم و بیش در سالهای اخیر در همدان و آبادی های آن مانند آهوتپه،حیدره،سلیمان آباد،شورین،قاسم آباد و مریانج هر سال در فصل زمستان چوپان ها مراسمی دارند که کم و بیش شبیه یکدیگرست و به آن کوسه چوپان ها می گویند.قابل یادآوری است که این منطقه ی سرسبز و پر برکت یکی از مراکز مهم دامداری و دامپروری است در هر نقطه از کشور که دامداری رواج داشته این رسم بسیار قدیمی مرسوم و متداول بوده است.

در همدان در آخر چله ی بزرگ و اول چار چار مراسم کوسه برگزار می شد.توضیح مطلب آنکه خانواده هایی که گاو یا گوسفند دارنداحشام خود را به چوپان ها ده های نزدیک شهر می سپارند تا بچرانندو همین چوپان ها هستند که در اواخر چله ی بزرگ و روز های چارچار و دهه ی اول چله ی کوچک کوسه در می آوردند.هر کدام از آبادی های دور شهر یکی دوتا چوپان دارد و هر کدام جداگانه این مراسم را بجا می آورد و کوسه می شود.چوپانی که کوسه می شود یک پوستین را چواشهیعنی وارونه می پوشد و کمرش را با طناب کلفتی می بندد و به اطراف و دور کمر و پایین پوستین زنگوله های کوچک آویزان می کند .یک کلاه نمدی هم به طول نیم متر سرش می گذارد بطوری که سر و گردنش را بپوشاند منتها در آن کلاه سوراخ هایی تعبه می کند تا بتواند نفس بکشد و چشمانش ببیند.

دو تا شاخه ی جارو و دوتا پر مثل شاخ -روبه بالا-با یک قاپ گوسفند و یک آینه ی کوچک نیز به کلاهش  میدوزد........

ادامه ی مطلب در مجالی دیگر.

چواشه! ...  
 

چواشه

 

آره اینجاس هِمِدان شهرِ مِنِ آی نِنِه جان /ای روزا هیشگی منه نیمیشناسه چرا وای نِنِه جان      

تو می دانی،(چه قشنگ بود کوچه موچای هِمِدان) /بوی کاگل وخمیزاد اَ همه خانای هِمِدان

هِمِدانِ مَ کوژاس؟ یکی به مَ نشان بِده/شهرِمِ ، نشانِ ای همو نسل جِوان بده

زِوانِ  ما می ده جان جلو چشامان ننه جان/جوانای هِمِدانی فِرارین اَ ای زوان

گویشِ قِشنگمان داره می ره به زیر خاک/مِتِلای شیرینمان همه میشن آ صَفه پاک  

چرا چَخریدم و توچیدم و ویلان شُدیم؟ /پَ چرا اِسیر غم ، حِیران و سر گردان شُدیم؟ پَ

او همه عشق به دیار ای روزا شده چواشه/یِی نوجه همدانی مانده میان،اونم ماخاینان نباشه!؟

بِری شی بچه ها رِ یاد نیمیدیم همدانی؟/ بری شی قدر زِوانه  مانه ما نمیدانینی؟

شَر ما مهدِ تِمدن و فرهنگ ایرانه/ یِ جهان و یِ ایران ، ییدانه رِم هِمِدانه

 سینه ی الوند کز میدیم وا ای کارمارامان/وقتی شهرمان دیه اصلا مهم نیس بِرامان

هیچ میدانی که چرا تُکِّ آرامگا ریخته شده ؟/چون اَاُ بالا میپا هِمِدان واریخته شده

کوچه باغِ عباس آواد صِفای سابقِ نداره/هِمِدان اصلاً انگارهیچ دیه عاشق نداره

نِنِه جان، جان مِنی بِشُم بگو مَ شی کُنم/کاری آ دِسُم نی می یا جز ای که گیره کُنم

"همه چی فرق کرده یو مثد قدیما که نیسش/اَ او روزا خبر نگیر، دیه نرو تو پی سرش"

ای حامد، غصه نِخور دنیا اوژو نیمیمانه/میا او روز،  هِمِدان قدر خودِشِ،  بِدانه

مردمانش "همه دانه" خیلی جانِ هِمِدان/ هِمِدانیا همه شیر خدان اینه بدان

همدان ...  
گویش همدانی به عنوان میراث قرون و یكی از تجلی های زیبایی در عرصه زبان و فرهنگ امروزه تحت تأثیر عوامل مختلف فرهنگی و اجتماعی روبه اضمحلال قرار گرفته است.گویش همدانی به عنوان میراث قرون و یكی از تجلی های زیبایی در عرصه زبان و فرهنگ امروزه تحت تأثیر عوامل مختلف فرهنگی و اجتماعی روبه اضمحلال قرار گرفته است. استان تاریخی همدان مشهور به بیش از ۳ هزار سال تاریخ است و به همین دلیل این استان را شایسته لقب پایتخت فرهنگ و تمدن دانسته اند. تجلی این تاریخ دیرین گویشی است كه شاید در دهه های آینده سخنوری نداشته باشد. این گویش غنی و زیبا اینك روزگار خوشی نمی گذراند و تحت تأثیر تسلط زبان رسانه ای و اداری دستخوش انحطاط شده است.

... ادامه مطلب